فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
179
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
سجده ميكنند و همانا اين اداى حق نعمتيست كه جهة آفتاب بظهور مىآورند كه او پرورش علف داده و اسب از آن خورده « 1 » [ 78 ر ] و قميز پيدا شده . ذكر اسباب تكفير قزاق فامّا چون آفتاب در ازمنهء سابقه و ملل باطله معبود باطل بوده ، حالى حكم صنم دارد و كسى كه او را سجده كند بعد از اسلام ، بنفس سجده مرتد ميگردد خواه قصد او تعظيم باشد و خواه عبادت چنانچه سابقا مذكور شد . اينست يك سببى ديگر از اسباب ارتداد قزّاق . فامّا آن جماعات كه ازيشان سجدهء صنم و آفتاب بظهور مىآيد و استحلال رقيّت آزادان « 2 » از اهل بلاد اسلام مىنمايند و بواسطهء اين اعمال و افعال محكوم عليهم بارتداد « 3 » ميگردند همين جماعات كلمهء شهادت ميگويند و خود را از اهل اسلام مىشمارند و نكاح و ذبيحه و اذان و قراءة قرآن در ميان ايشان بر طريق اهل اسلامست ، اكنون بمذهب شافعى در خروج از ارتداد مجرد شهادتين كافى نيست ، بلكه در اسلام مرتد شرطست توبه كردن او از خصوصيت آن قول و فعل كه بدان مرتد شده و هر چند شهادتين گويد و نماز گزارد جز « 4 » ارتداد نمىتواند كرد و از ردّه بيرون نمىآيد تا آنكه از خصوصيت كفر خود توبه كند و اظهار ندامت نمايد . پس بنا بر مذهب شافعى جماعت قزّاق كه بواسطهء اعمال مذكوره مرتد شده باشند چون شهادتين گويند و نماز گزارند تا از خصوصيت سجدهء صنم و آفتاب توبه نكنند و از استحلال رقيّت حرّ الاصل مسلمان باز نگردند و نادم نشوند و توبه نكنند و همچنان بر ردّهاند و قتال ارباب ارتداد واجب است . و اما حكم ذبيحهء ايشان آنكه در وقتى كه حضرت خان عاليمكان از بلاد قزّاق معاودت فرمودند و عساكر اسلام از بلاد قزّاق گوشتهاى اسب قاق كرده بغنيمت آوردند ، آن حضرت استفتاء « 5 » از حال ذبيحهء ايشان فرمودند و فقهاء ماوراء النهر فتوى
--> ( 1 ) - در اصل : خرده . ( 2 ) - در اصل : ازاوان . ( 3 ) - در اصل : محكوم عليهم چه بارتداد . ( 4 ) - در اصل : خبر . ( 5 ) - در اصل : استعنا .